در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «خشم و هیاهو فیلم کامل» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : اسرافیل جشنواره فجر ۱۳۹۵ و چراغ های نا تمام جشواره فجر ۱۳۹۵ و بدون تاریخ بدون امضاء ، جشنواره فجر 1395 و فِراری ، جشنواره فیلم فجر 1395 و سارا و آیدا جشنواره فجر ۱۳۹۵ و یحیی سکوت نکرد 1393 و خشم و هیاهو 1394 و خنده های آتوسا 1993
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
یادداشت هایی آماتور از فیلم و سینما دسترسی پیدا کنید
عشق مرده زنده نمی شود
اولین فیلم جشنواره امسال رو امروز دیدم ،اسرافیل ساخته آیدا پناهده فیلمساز جوان که به نظرم رضایت بخش بود . آنقدر فیلم بد وطنی دیده ایم که فیلمی با داشتن حداقل داستانی و حداقل جذابیتی رضایتمان را جلب میکند. پناهنده دو سال پیش فیلم ناهید را داشت با لوکشین های خوب شمال که این ویژگی در بیشتر بخش های اسرافیل تکرار شده ، فضای شمال ، صدای باران به خصوص نمای شهر از قبرستان طراوت خوبی به فیلم داده بود . هر چقدر لوکشین های شهرهای بزرگ زشت و بی ریخت و یأس آور هستند لوکیش های جایی مثل شمال به یاد بیینده می آورد که می شود در این مملکت هم زیبایی دید اما اگر آن هم خراب نشود ، بگذریم از این بروم سراغ فیلم . پناهنده در ناهید با محور قراردادن یک زن مطلقه که با مشکلات سنتی و اجتماعی دسته و پنجه نرم می کند ، سینمای شبه فمیتستیش را آغاز میکند و در اسرافیل با پرداختن به زندگی دو زن آن را ا...
ادامه مطلب دومین فیلمی که از جشنواره دیدم دفاع مقدسی است ، چراغ های نا تمام ، میخواستم عنوان بازتولید چرندیات را برای آن انتخاب کنم اما دیدم زیادی است این عنوان . چون فیلم هیچ است و هیچ از چرند هم هیچ تر است . مجید صالحی در نقشی جدی ظاهر شده ، نویسنده ای که ایده آلیست خداترس است و حلال و حرام میکند و حاضر نیست هر چیزی بنویسد و هر کاری را ترجمه کند . ترجیح میدهد کارگری کند اما تن به هر کار نوشتاری ندهد .
چراغ های نا تمام فیلمی سفارشی است که شخصیت اولش کار سفارشی قبول نمی کند . اما کوله ای بازمانده از ۱۵ شهید گمنام توجه او را جلب می کند و می تواند کار سفارشی جالبی باشد ، با همین برهان می شود خود فیلم را نیز توجیه کرد . کار سفارشی خوب نیست چون خلاقیت و آزادی مؤلف را از بین می برد و اساسا هنر را زیر سوال می برد . اما خوب کار سفارشی که برای فکر خودی باشد نه تنها توجیه پذیر بلکه واجب هم هست ، می بایست با...
ادامه مطلب اصغر فرهادیسم نیمه حاد
بدون تاریخ بدون امضا دومین ساخته وحید جلیلوند است ، فیلم اول او یعنی چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت دو سال پیش در جشنواره حضور داشت و موفق به دریافت سیمرغ هم در فیلم اولی ها شد ، انصافاً برای کار اول هم فیلم خوبی بود. دیدن فیلم قبلی کارگردان ، لیست بازیگران ، تعریف و تمجیدهای بسیار از فیلم در فضای مجازی و همچنین از سوی دوستان و صد البته کاندیداتوری فیلم در بخش های مختلف برای سیمرغ انتظارم را برای دیدن یک فیلم خوب دو چندان کرده بود .
فیلم خیلی خوب آغاز می شود و درگیر می کند بیننده را ، یک پزشک ( امیر آقایی ) با ماشینش به موتور یک خانواده فقیر می زند ، پدر خانواده ( نوید محمد زاده ) پسرش امیر علی را به بهداری نمی برد بعد از تصادف ، اما در ساعت سه شب حال پسر بچه (امیر علی ) خراب می شود و بعد از رسیدن به بهداری تمام می کند . کاوه که در پزشکی قانونی کار می کند روز بعد با جسد پسر ...
ادامه مطلب شکاف طبقاتی
روز آخر جشنواره فیلم رو دیدم ، محسن تنابنده در نقش نادر که بار اصلی فیلم را به دوش می کشد و ترلان پروانه در نقش گلنار دختر ۱۷ ساله فومنی که دختر فراری است و به عشق فِراری ۹.۵ میلیارد دلاری به تهران آمده . لانگ شات های بسیاری در طول فیلم از تهران زشت و بی رحم می بینم ، سوژه فیلم شکاف طبقاتی است . نادر جبهه رفته که تاکسی می راند با گلنار در خیابان برخورد می کند و سعی می کند از او مراقبت می کند. نادر یک صبح تا شب با دختر فراری همراهی می کند تا او را به آرزویش که دیدن فِراری است برساند ، اما قهرمان جنگ هم نمی تواند در نهایت قهرمان دهه نود باشد و ناجی نسل نو باشد. شکاف آنقدر عمیق است که همه را می بلعد ، چه آقازاده ها را چه دختران فراری را .
به شخصه به سوژه فیلم علاقمندم و درد جامعه است . اما به طبع، فیلم های که از صافی مجوز وزارت ارشاد عبور می کنند نمی توانند کل صورت مسئله را هم ع...
ادامه مطلب آخرین فیلمی که در جشنواره امسال دیدم ، بسیار ضعیف و بیخود و بی حس و حال بود .از میان شش فیلمی که امسال در جشنواره دیدم ( ماجرای نیمروز ، چراغ های نا تمام ، فراری ، بدون تاریخ بدون امضا ، اسرافیل و سارا و آیدا ) ضعیف ترین همین فیلم مازیار میری بود و اصلا باورم نمیشد سازنده سعادت آباد و حوض نقاشی همچین فیلم سطحی بسازد . با ارفاق فیلم در حد یک فیلم تلویزیونی است که ارزش دوستی و پای دوست ماندن را در سکانس آخر یادآوری می کند . شخصیت ها ، قصه و روابط درگیری در ذهن بیننده ایجاد نمی کند . بازی مصطفی زمانی (سعید) بسیار بد بود در یک نقش منفی ، هیچ وقت نمی تواند بازیگر شود یوزارسیف سینمای ایران ، پگاه آهنگرانی (آیدا) بازیش قابل قبول تر بود و بهترین بازیگر فیلم به نظرم غزل شاکری (سارا) است. مابقی شخصیت ها هم که فرعی و بی اهمیت بودند.
مناقصه های میلیاردی بسیار کودکانه نشان داده شده با آن پاکت های نامه...
ادامه مطلب یحیی سکوت نکرد فیلم اولی نسبتاً خوبی است و من بدم نیامد. بعد از مدت ها دوباره بازی معتمد آریا را دیدم و چه خوب بود، بازی ماهان نصیری ندا هم در نقش یحیی خیلی خوب بود و این نشان دهنده ی کار خوب کارگردان است که توانسته این بازی خوب را از این کودک در این نقش سخت بگیرد.
کارگردان کاوه ابراهیم پور است و تهیه کننده تینا پاکروان ، فیلم در گروه هنر و تجربه اکران شده . باید گفت که این چند سال اخیر فیلم اولی ها از کارکشته ها و با تجربه ها بهتر فیلم ساخته اند، نمونه اش فیلم سعید روستایی، ابد و یک روز، که به نظرم بهتر از فروشنده فرهادی بود، اما به صلاحدید و شاید پارتی بازی فروشنده نماینده اسکار ایران شد.
شخصیت اول فیلم کودک است، اما فیلم ژانر کودک نیست، فیلم ساده است اما حرف برای گفتن دارد هم در مورد سقط جنین، هم در مورد کودکان، هم در مورد مهر مادری، هم در مورد قضاوت و سکوت و حتی در مورد فضای اجتماعی ...
ادامه مطلب خشم و هیاهو نه Rashomon کوروساوا است که بی حقیقتی را نشان دهد و نه The Grim Reaper برتولوچی است که اجتماع و زندگی شخصیت ها را تصویر سازی کند.دو فیلم اشاره شده فرم روایی خاصی را با هدفی منطقی و مشخص انتخاب کرده اند ، اما خشم و هیاهو معلوم نیست این فرم روایی به چه کارش می آیدو چرا کارگردان سراغش رفته ؟ قصه بد نیست اما نیمه نا تمام است و ضعیف . شخصیت ها عمیق نیست اند تا روایت هایشان هم قابل درک و قابل باور باشند .آنقدر ضعیف به عشق و رابطه حنا (طناز طباطبایی) و خسرو ( نوید محمد زاده ) پرداخته شده که سکوت حنا و حرف نزدنش در حضور والدین مقتول و خسرو را نمی شود فهمید و باور کرد .
کاری به شباهت حنا و شهلا جاهد ندارم یا شباهت گریم خسرو و مرتضی پاشایی با کلاه و عینک ، اما چه با الهام از پرونده جنجالی و مبهم شهلا جاهد و ناصر محمد خانی و چه بدون الهام از آن ایده اولیه ایده ی خوبی است،آنچه خوب نیست ...
ادامه مطلب خنده های آتوسا فیلمی است تماماً در داخل قطار ، با فضایی مثلاً جنایی و معمایی ،در عین حال پر از دیالوگ های که کمکی به قصه نمی کنند و مبهم و سرگردان هستند ،مانند دیالوگ بین دکتر و موسی ( فروتن و بازغی) در مورد استانبول ،همچنین شخصیت هایی که اصلاً به بیننده معرفی نمی شوند و برخی کاملاً اضافی هستند مانند مرد قوی هیکل کچلی که در یکی دو صحنه هست و دیگر چیزی از او نمی بینیم و نمی فهمیم که کجای قصه است ، یا فردی که به تنهایی در داخل کوپه است و به رییس خود گزارش می دهد تا پایان هم ارتباطش با بیرون کوپه مشخص نمی شود و پا در هوا می ماند برای بیننده . فیلم بی سر وته ، آشفته ،بی قصه و بی معنی است متأسفانه . چون تمرکزی در قصه و شخصیت ها نمی بینیم و نمیفهمیم حرف فیلم بالأخره چیست.گویی تلاشی سراسیمه بوده کل فیلم برای رکورد زنی در مدت زمانی فیلمبرداری و ثبت در گینس.
قهرمان داستان در این آشفته بازار دکتر ج...
ادامه مطلب